
حامد خیرخواهان از عملکرد و حمایت کمیته امداد حضرت امام خمینی(ره) در این چند ساله افتتاح مرکز نیکوکاری شهدای مدافع حرم تقدیرو تشکر کرد.
متن صحبت های رئیس مرکز نیکوکاری شهدای مدافع حرم
سلام عرض میکنم خدمت شما بینندگان عزیز برنامه عصر خانواده.
خیلی خوشحالم که امروز این فرصت را پیدا کردم که در خدمت شما باشم و درباره موضوعی صحبت کنم که برای من فقط یک
موضوع اجتماعی یا کاری نیست؛ موضوعی است که در این مسیر با آن زندگی کردم و با انسانهایی روبه رو شدم که هر کدامشان یک
داستان، یک تجربه و یک درس بزرگ برای ما داشتند.
موضوع صحبت من درباره زنان است؛ درباره جایگاه ارزشمند زن در خانواده و جامعه و به طور ویژه درباره زنانی که در شرایط سخت
زندگی، مسئولیت یک خانواده را به دوش میکشند.
قسمت دوم: جایگاه مهم زن و مادر در اسلام و جامعه
اگر بخواهیم درباره زنان صحبت کنیم، شاید باید اول از جایگاه خود زن شروع کنیم.
در نگاه اسلام، زن جایگاه بسیار ارزشمندی دارد. زن فقط یک عضو خانواده نیست؛ زن یکی از مهمترین پایه های شکل گیری خانواده،
تربیت نسل آینده و ایجاد آرامش در جامعه است.
خانواده اولین محیطی است که انسان در آن محبت را یاد میگیرد، امنیت را تجربه میکند، مسئولیت پذیری را می آموزد و با ارزشهای
انسانی آشنا میشود. در قلب بسیاری از این خانوادهها، یک زن قرار دارد؛ یک مادر.
وقتی از مادر صحبت میکنیم، فقط درباره یک نقش خانوادگی صحبت نمیکنیم؛ درباره کسی صحبت میکنیم که اولین معلم زندگی
یک انسان است.
خیلی از ویژگی هایی که ما امروز در شخصیت خودمان داریم، از همان سالهای کودکی و از رفتار، محبت و تربیت مادر شکل گرفته
است.
گاهی یک جمله ساده مادر، یک دعای مادر، یک آغوش مادر یا حتی فقط حضور مادر در خانه، چیزهایی هستند که شاید در همان
لحظه متوجه ارزش آنها نباشیم، اما وقتی بزرگتر میشویم، میفهمیم چه تأثیر بزرگی در زندگی ما داشتهاند.
به همین دلیل است که میگوییم مادر فقط یک نقش خانوادگی ندارد؛ مادر یکی از مهمترین سازندگان جامعه است.
چون جامعه آینده را همین کودکانی میسازند که امروز در خانوادهها تربیت میشوند.
اگر خانواده آرامش داشته باشد، اگر کودکان در محیطی سالم رشد کنند، نتیجه آن را در جامعه خواهیم دید.
قسمت سوم: نقش زنان سرپرست خانوار و مشکلات مضاعف آنها
اما وقتی درباره زنان سرپرست خانوار صحبت میکنیم، موضوع اهمیت بیشتری پیدا میکند.
چون این زنان علاوه بر نقش مهم مادری، مسئولیتهای دیگری را هم به تنهایی بر دوش میکشند.
یک زن سرپرست خانوار ممکن است همزمان مادر باشد، تأمین کننده هزینه های زندگی باشد، تصمیم گیرنده خانواده باشد و در کنار همه
این مسئولیتها تلاش کند فرزندانش کمتر آسیب ببینند.
خیلی از این زنان شاید خودشان خسته باشند، شاید دغدغه های زیادی داشته باشند، اما وقتی وارد خانه میشوند تلاش میکنند فرزندانشان
احساس نکنند که شرایط سخت شده است.
آنها برای حفظ خانواده خودشان تلاش میکنند و گاهی سختی هایی را تحمل میکنند که شاید اطرافیان حتی از آن خبر نداشته باشند.
موضوع فقط مشکالت اقتصادی نیست؛ این زنان با فشارهای مختلفی روبه رو هستند.
نگرانی آینده فرزندان، مسئولیت تربیت آنها، مدیریت مشکالت خانه و تلاش برای اینکه خانواده از مسیر خودش خارج نشود.
به همین دلیل حمایت از این زنان، در واقع حمایت از یک خانواده است.
قسمت چهارم: زنان سرپرست خانواری که با مشکلات مالی و جرائم غیرعمد مواجه شدند
گاهی در زندگی اتفاقاتی رخ میدهد که هیچکس انتظارش را ندارد.
یک مشکل مالی، یک بدهی ناخواسته، یک حادثه یا شرایطی که خارج از کنترل فرد است، میتواند مسیر زندگی یک انسان را تغییر
دهد.
برای یک فرد معمولی شاید یک مشکل مالی فقط یک مشکل اقتصادی باشد، اما برای یک زن سرپرست خانوار، این مشکل میتواند
چند برابر سنگینتر شود.
چون او فقط نگران خودش نیست.
نگران فرزندانش است.
نگران آینده آنهاست.
نگران این است که نبودنش چه اثری روی زندگی بچه هایش میگذارد.
نکتهای که در این مسیر برای ما خیلی مهم بود این است که پشت هر پرونده فقط یک عدد و یک مبلغ وجود ندارد.
پشت هر پرونده یک انسان وجود دارد.
یک مادر وجود دارد.
چند فرزند وجود دارند.
و خانوادهای که منتظر بازگشت آرامش است.
قسمت پنجم: نقش ما و آزادی۱۱۰زن سرپرست خانوار
سال گذشته به لطف خداوند و با همراهی خیرین عزیز، مجموعه ما توانست زمینه آزادی۱۱۰نفر از زنان سرپرست خانواری را فراهم
کند که به دلیل جرائم غیرعمد و مشکالت مالی در زندان بودند.
وقتی عدد۱۱۰را میگوییم، شاید در نگاه اول فقط یک آمار باشد.
اما برای ما این عدد یعنی:
۱۱۰مادر.
۱۱۰خانواده.
تعداد زیادی فرزند که منتظر بازگشت مادرشان بودند.
هدف ما فقط این نبود که یک نفر از زندان خارج شود.
هدف این بود که یک مادر دوباره به خانه برگردد، یک کودک دوباره احساس امنیت کند و یک خانواده دوباره بتواند مسیر طبیعی
زندگی خودش را ادامه دهد.
واقعا ً باور ما این است که آزاد کردن یک مادر، آزاد کردن یک خانواده است.
در این مسیر چیزی که برای ما خیلی جالب و تأثیرگذار بود، واکنش خود این مادران بود.
شاید آدم فکر کند کسی که مدتها سختی کشیده، وقتی خبر آزادی خودش را میشنود، اولین چیزی که به آن فکر میکند خودش
است.
اما چیزی که ما دیدیم این بود که خیلی از این مادرها قبل از اینکه درباره خودشان صحبت کنند، درباره بچه هایشان سؤال میکردند.
قسمت ششم: خاطرات و روایتهای احساسی
من در این مسیر خاطرات زیادی دارم، اما اجازه بدهید دو مورد را که همیشه در ذهن من مانده برای شما تعریف کنم.
یکی از صحنه هایی که هیچوقت از ذهن من پاک نمیشود، مربوط به کودکی بود که مدت زیادی از مادرش دور مانده بود.
این کودک هنوز نتوانسته بود با نبودن مادرش کنار بیاید.
برای او مادر فقط یک نفر نبود؛ مادر تمام دنیای او بود.
چیزی که برای ما خیلی تأثیرگذار بود این بود که این کودک به یک نشانه کوچک از مادرش وابسته شده بود؛ لباس مادرش.
برای ما شاید یک لباس، فقط یک وسیله ساده باشد، اما برای یک کودک آن لباس فقط یک لباس نیست و طوریشده بود که حتی با
لباس مادرش به مدرسه میرفت و حاضر نبود اون رو از دستش زمین بذاره چون یادآور همان حس امنیتی است که فقط کنار مادر
تجربه میکند.
همان لحظه آدم بیشتر متوجه میشود که وقتی یک مادر از خانواده دور میشود، فقط یک جای خالی در خانه ایجاد نمیشود؛ یک جای
خالی در قلب یک کودک ایجاد میشود.
و وقتی آن مادر دوباره به خانه برمیگردد، فقط یک نفر آزاد نشده است؛ یک کودک دوباره آرامش پیدا کرده است.
خاطره دوم مربوط به مادری بود که وقتی خبر آزادی اش را به او دادیم، انتظار داشتیم درباره سختی هایی که خودش تحمل کرده صحبت
کند.
اما اولین جملهای که گفت درباره خودش نبود.
گفت:
«فقط کاری کنید بچه هایم فکر نکنند من آنها را رها کرده ام.»
این جمله برای ما خیلی سنگین بود.
چون آنجا فهمیدیم بزرگترین نگرانی این مادر، سختی خودش نیست.
نگرانی اصلی اش این است که فرزندانش چه تصویری از او دارند.
مادر حتی وقتی خودش در سختترین شرایط قرار دارد، باز هم اول به فکر فرزندش است.
قسمت هفتم: ادامه مسیر، حمایت اجتماعی و توانمندسازی
اما باید بدانیم که این مسیر فقط به آزادی ختم نمیشود.
آزادی شروع یک مسیر جدید است.
بسیاری از این زنان بعد از بازگشت به جامعه نیاز به حمایتهای دیگری دارند.
نیاز به آموزش مهارت دارند.
نیاز به فرصت شغلی دارند.
نیاز به حمایت روحی و اجتماعی دارند.
اگر فقط یک مشکل مالی را حل کنیم و بعد فرد را تنها بگذاریم، شاید بخش مهمی از مسیر را نادیده گرفته باشیم.
هدف این است که این افراد بتوانند دوباره با عزت، استقالل و امید زندگی خودشان را بسازند.
جامعه هم باید نگاه خودش را تغییر دهد.
باید بپذیریم این افراد هم جزئی از همین جامعه هستند.
انسانهایی هستند که یک دوره سخت را پشت سر گذاشتهاند و نیاز دارند دوباره فرصت زندگی داشته باشند.
گاهی یک فرصت شغلی، یک حمایت ساده یا یک نگاه انسانی میتواند مسیر زندگی یک خانواده را تغییر دهد.
قسمت هشتم: جمعبندی و خداحافظی
در پایان میخواهم بگویم شاید هیچکدام از ما نتوانیم همه مشکالت جامعه را حل کنیم.
اما هر کدام از ما میتوانیم در زندگی یک نفر اثر مثبت بگذاریم.
گاهی چیزی که برای ما یک کمک کوچک است، برای یک مادر یعنی برگشتش به خانه.
برای یک کودک یعنی دوباره دیدن مادر.
و برای یک خانواده یعنی دوباره شروع کردن.
از همه خیرین عزیز و مردمی که در این مسیر همراه ما بودند صمیمانه تشکر میکنم.
امیدوارم با همراهی بیشتر مردم عزیز، بتوانیم این مسیر را ادامه دهیم و قدمهای بیشتری برای حمایت از زنان سرپرست خانوار، حفظ
خانوادهها و ساختن جامعهای بهتر برداریم.
از شما ممنونم که به این موضوع مهم توجه کردید.
سپاسگزارم.


دیدگاهتان را بنویسید